وضعیت سنجی دویستم:خروج امریکا از توافق اتمی و بازگشت تحریمها و شبکه جهانی تخریب نیروهای محرکه

wazyatsanji200  امرهای واقع همواره مجموعه هستند. هر امری که واقع میشود، با مجموعهای از امرهای دیگر واقع میشود. از اینرو، وقتی امری را پنهان میکنند و یا آن را جز آن که هست، مینمایانند، میتوان آشکارکرد و یا دروغ را راست کرد. در این ایام، امرهای واقعی رخ دادهاند که یکدیگر را ایجاب میکنند، بنابراین، بایکدیگر یک مجموعه تشکیل میدهند:

 

استفاده از بیگانه در نزاع بر سر قدرت در درون:

 

  بکاربردن زور برای مهار بازار ارز بیثمر شد و قیمت هر دلار به 7000 تومان رسید. روحانی میگوید: درآمد ارزی ایران 100 میلیارد دلار است و نیاز کشور به ارز برای واردات، 70 میلیارد دلار است. بنابراین، کشور 30 هزارمیلیارد دلار مازاد ارزی دارد. باوجود این، قیمت ارز، بجای آنکه کاهش بیابد، افزایش مییابد و اینک، هر دلار دوبرابر قیمتی را یافتهاست که در آغاز تصدی ریاست جمهوری توسط روحانی داشت. پیش از این، عوامل ذهنی و عینی افزایش قیمت دلار را شناسائی کردهایم. در اینجا ربط آن را با امرهای واقع دیگر شناسائی میکنیم:

 

نتان یاهو، مجری نمایشی تلویزیونی شد که، درآن، اسناد خارج شده از ایران را نمایش میداد. از انبار واقع در شورآباد، تمامی اسناد را بار کامیون کرده و از ایران خارج کردهاند!؟ هدف، تردید زدائی از ترامپ و همکاران او در خارج شدن از توافق اتمی است. به قول واشنگتن پست افراطیهای ایران و اسرائیل و امریکا، مصرانه خواهان خارج شدن امریکا از این توافق هستند. به سخن دیگر، خارج کردن اسناد از ایران و بکاربردن آن در میراندن توافق اتمی، گویای امر واقع مستمری است که استفاده از قدرت خارجی در نزاع بر سر قدرت در درون کشورهای در رابطه است:

 

در 5 ماه مه، روزنامه گاردین نوشت به اسنادی دست یافته است که بنابرآنها، ترامپ، یک سازمان جاسوسی اسرائیل را استخدام کرده است تا که با بکار بردن «حقه بازی کثیف» دیپلماتهای امریکائی که در حکومت اوباما مسئول انعقاد  قرارداد اتمی وین  بودهاند را تخریب کند. وارد زندگی خصوصی و روابط شخصی (که شامل روابط جنسی نیز میشود.) آنها شود و نقاط ضعف آنها را بیابد و آنها را به لجن بکشد، تاکه از دید امریکائیان، هم اوباما و حکومتش تخریب شوند و هم قرارداد وین بدترین قرارداد باور شود. بدینسان، دو امر واقع، یکی بردن اسناد از ایران و دیگری بکارگرفتن یک مؤسسه خارجی برای ترور شخصیت امریکائیانی که رئیس جمهوری موظف به حفظ شخصیت و کرامت آنها است، یک هدف را دارند و یک روش هستند: استفاده از بیگانه در مبارزه بر سر قدرت در درون. این دو امر، با امر واقع دیگری همراهند:

 

مجلس اسرائیل، به نتان یاهو اختیار ورود در جنگ را داد و نتان یاهو گفت: اگر قرار باشد با ایران مقابله کنیم، بهتر است هم اکنون و نه دیرتر این مقابله را انجام دهیم. هم زمان،

 

در 6 مه 2018، وسائل ارتباط جمعی اسرائیل مدعی شدند که ایران صدها موشک در سوریه انبار کرده است و قصد حمله موشکی به اسرائیل را دارد. میدانیم که در طول 70 سالی که از عمر اسرائیل میگذرد، هربار که خواسته است از راه جنگ، توسعه طلبی کند و قدرت متفوق منطقه بگردد، دست به اینگونه تبلیغات زدهاست تا حمله پیشگیرانه خود را توجیه کند. بیاد بیاوریم که وزیر دفاع امریکا بعد از دیدار از اسرائیل، خبر داد که جنگ اسرائیل با ایران وقوع یافتنی است.

    این سه امر ربط بالا رفتن قیمت دلار را با خود و با امرهای زیر توضیح میدهند:

 

 بلائی که قرار بود در 12 ماه مه، ترامپ بر سر توافق اتمی بیاورد و چند و چون موضوع گمانه زنیها بود، در 8 مه آورد. او گفت: امریکا از توافق اتمی خارج میشود و شدیدترین تحریمها را در مورد ایران اعمال میکند. در جا نیز حکم ریاست جمهوری را امضاء کرد. پیش از آن، مکرون به ترامپ هشدار داده بود (اشپیگل) که خروج امریکا از توافق میتواند خاورمیانه را در جنگی عمومی فرو برد. و بدون تردید، تغییری اساسی در روابط ایران با روسیه و چین از سوئی و با غرب از سوی دیگر پدید میآورد.

 

تبلیغ ضرورت تصدی دولت توسط نظامیان (= سرداران سپاه = مافیاهای نظامی – مالی) حالا دیگر پایه هم پیدا کرده است: امریکا از توافق اتمی خارج و تحریمها را برقرار کرد و قوای اسرائیل بحال آماده باش درآمد.  این تبلیغ همراه است با امر واقعی که شعار بسود رضا خان دادن و «کشف جنازه او» و القای نیاز کشور به «رضاشاه مسلمان». «از برجام خارج شوید و اداره دولت را به سپاه واگذارید» (که گفته میشود سخن شمخانی خطاب به روحانی بوده است)، هدفش زمینهسازی برای «دولت نظامی» بودهاست. در حقیقت، ولو شمخانی این سخن را نگفته باشد، اما شرائط کشور در پی خروج امریکا از توافق اتمی، ایجاب میکند، دولت را نظامیان تصدی کنند، «دلیلی» است که آماده کنندگان اذهان عمومی، به تکرار بکار بردهاند.  

کشور آبستن حوادث است و در بهار حادثه مهمی روی میدهد نیز مکرر بر زبانها جاری شدهاست. اما آن حادثه و رویداد مهم کدام است؟ بنا بر گزارش دریافتی، آن حادثه و رویداد مهم این است:

   «در ایام پنج روزه تعطیلی خرداد ماه بخش مهمی از پروژه جانشینی انجام میشود. احتمال داده میشود حکومت تا قبل از 14 خرداد استعفا کند. این پنج روز بسیار حساس است چرا که هم ماه رمضان است هم تهران بسیار خلوت میشود هم تمامی مدارس و دانشگاهها تا آن موقع تعطیل شدهاند هم در آن ایام روزنامهها و هم ارکان اجرائی کشور تعطیلند. در آن ایام فقط بخشی از نظامیان و نیروی انتظامی و ... سرکارند. تلگرام را که بستند. کافی است در آن چند روز پاریزیت تشدید شود و اینترنت هم قطع شود آن وقت بهترین فرصت برای تغییر و تحول کلان است ».  

    با وجود امرهای واقع بالا، قیمت دلار چگونه میتواند با این شدت و شتاب افزایش پیدا نکند. کشوری که استقلال و آزادی خود را قدر نشناسد، نیروهای محرکه حیاتیش در شبکه جهانی، در تخریب جریان پیدا میکند. اگر هم در آغاز برضد دو هدف اول انقلاب، استقلال و آزادی، کودتا و استبداد بازسازی شد، به خاطر وجود ظروف مرتبطه قدرت بود: از گروگانگیری تا خارج کردن اسناد اتمی از ایران، از قدرت خارجی، در بازسازی استبداد و از میان برداشتن ایستادگان بر حقوق مردم و نیز از میان برداشتن رقیبان، استفاده شده است و اینک نیز بکار تصرف کامل دولت توسط حزب سیاسی مسلح  از قدرت خارجی استفاده میشود:

 

از گروگانگیری تا خارج کردن اسناد از ایران، استفاده از قدرت خارجی در استقرار استبداد ناقض استقلال و آزادی:

 

   بخاطر تقویت وجدان تاریخی مردم ایران و تن ندادن به تصرف کامل دولت توسط حزب سیاسی مسلح، استفاده از قدرت خارجی، در بازسازی استبداد را فهرست میکنیم:

1. پیام خمینی به کارتر: ما از بختیار بهتریم

2. گروگانگیری که خمینی آنرا انقلاب دوم بزرگتر از انقلاب اول خواند

3. تجاوز عراق به ایران که استبدادگرایان زمینه ساز آن بودند و هم هدف با انگلستان و امریکا و اسرائیل در ادامه دادن به جنگ: فرو شکستن امواج طوفانی که انقلاب بود و بازسازی استبداد در ایران با هدف حفظ رﮊیمهای استبدادی دست نشانده

4. سازش پنهانی با ریگان و بوش، نامزدهای ریاست و معاونت ریاست جمهوری در انتخابات ریاست جمهوری امریکا تا که بتوان به قول بهشتی، «از گروگانها مثل آتو برضد بنیصدر و کارتر استفاده کرد». از پرده بیرون افتادن این معامله ننگین، «افتضاح اکتبر سورپرایز» نام گرفت.

5. کودتای خرداد 1360 با استفاده از گروگانگیری یعنی معامله پنهانی در آلودن خمینی به آن معامله کثیف برضد بنیصدر و در واقع بر ضد انقلاب و هدف آن که استقرار مردم سالاری بر اصول استقلال و آزادی بود.

6. معاملههای پنهانی برای خرید اسلحه از امریکا و کشورهای اروپائی که با از پرده بیرون افتادن سفر هیأت مک فارلین به ایران، افتضاح بینالمللی «ایران گیت» نام گرفتند. حاصل ایران گیتها (با هر کشور یک افتضاح ایران گیت)، کودتا بر ضد منتظری و تصرف دولت توسط ایران گیتیها شد. هم اکنون نیز آنها بر کشور حکومت میکنند:

7. دادن فهرستی از 600 «میانه رو» به سرهنگ نورث، طرف گفتگو در معامله پنهانی خرید اسلحه در ازای آزادکردن گروگانها و توضیح دادن به او که چرا باید ایران در جنگ شکست بخورد تا که میانه روها دولت را از آن خود کنند. طرفه اینکه، در آغاز، خواستار دریافت اسلحه کامل از امریکا بودهاند برای سرنگون کردن رﮊیم صدام. سرهنگ نورث نیز به آنها میگوید: ریگان دستور سرنگون کردن رﮊیم صدام را داده است. اما بتدریج، شکست خوردن در جنگ شرط زمامداری میانهروها میشود.

8. مراجعه به کاخ سفید از طریق اسرائیل (حامل پیام کمیچی، مدیر کل وزارت خارجه امریکا بوده است) برای درخواست حمایت و وعده قتل خمینی را در ازای حمایت امریکا از دولت «میانهرو» دادن.

9. قراردادن کشور در حلقه آتش: استقرار پایگاههای نظامی و اطلاعاتی امریکا و اسرائیل در دورادور ایران.

10. جلوگیری از عادی شدن روابط ایران با امریکا و اروپا در حکومت خاتمی: حمله به اتوبوس بازدیدکنندگان امریکائی از تهران از این سو و در سطل آشغال انداختن پیشنهاد صادق خرازی و سفیر سوئیس در ایران که با موافقت خامنهای و خاتمی تهیه شده بود، توسط بوش و حکومت او.

11. بحران اتمی و استفاده از آن، برای تحمیل احمدی نژاد به مردم ایران از طریق «انتخابات مهندسی شده» و همه کار کردن برای این که ایران تحت تحریمها قرارگیرد و تسلط مافیاهای نظامی – مالی بر کشور کامل گردد. در این دوره است که سپاه بر بخش بزرگی از اقتصاد مسلط میشود و در خوردن و بردن چنان افراط میکند که احمدی نژاد نیز آنها را برادران قاچاقچی میخواند.

12. امر واقع مستمر ادامه دادن بحران تا تمام کردن آن در شکست: ادامه دادن به گروگانگیری تا تن دادن به نقره داغ شدن (میلیاردها دلار ثروت ایران را امریکا برد و خورد) و گرفتار جنگ شدن و ادامه دادن به جنگ تا تمام کردن آن در شکست و جام زهر سرکشیدن و ادامه دادن به بحران اتمی تا تن دادن به «نرمش قهرمانانه» و تسلیم شدن به امضای قرارداد وین با سپردن 105 تعهد. روحانی میگوید امریکا مدعی است ایران سر غرب کلاه گذاشته است. دروغ میگوید. امریکا نمیگوید ایران سر امریکا کلاه گذاشته است. ترامپ میگوید: باید فشار را تشدید میکردیم تا جان ایران به لب برسد.  

13. وارد کردن ایران در هفت جنگ که حاصل آن، موضوع استراتژی نظامی و طرح سیاسی حکومت ترامپ شدن ایران است.

14. خارج کردن اسناد اتمی از کشور و استفاده نتان یاهو از آن در زمینه سازی برای خروج امریکا از توافق اتمی که اسرائیل مدعی است کار جاسوسان اسرائیل بوده است. الا اینکه روزنامه جوان متعلق به سپاه، دو ماه بعد از خارج کردن اسناد از ایران و دو ماه پیش از نمایش تلویزیونی نتان یاهو خبر استفاده از اسناد بر ضد برجام را داده بود. در نتیجه،

15. نگاه داشتن کشور در بحران و انزوا و تحریم و  استفاده از آن در

16. تبدیل سپاه به ستون فقرات رﮊیم. جانشین مردم شدن سپاه، جانشین استقلال و آزادی شدن استبداد وابسته شد. اما سپاه بنابر قانونی که قدرت از آن پیروی میکند، به حزب سیاسی مسلط بدل شد و اینک، با استفاده از قدرت خارجی، در کار تصرف دولت است:

17. خیز برداشتن برای تصرف کامل دولت با دستآویز کردن خطر خارجی که خود آن را ایجاد کرده است: تشدید سانسور و تنگ کردن روز افزون عرصه بر حکومت روحانی و زمینه سازی برای آلت فعل کردن «رهبر». جانشین خامنهای بیشتر از او  آلت فعل خواهد شد.

   بدینسان، نبود استقلال و آزادی، بود بیابان شدن ایران و تخریب روزافزون نیروهای محرکه (ثروت نفت و گاز و فرار استعدادها و سرمایهها از کشور و تخریب نیروی محرکهای که نسل جوان کشور است از جمله با بیکاری) و حضور خفقانآور قدرتهای خارجی منطقه و جهانی در زندگی روزمره یکایک ایرانیان و گرفتار فقر و خشونت روزافزون شدن مردم ایران گشته است. آیا تجربه دوران پهلوی و سپس تجربه دوران ملاتاریا و پیدایش حزب سیاسی مسلح و مسلط شدنش بر اقتصاد و دولت، کافی نیست که ایرانیان دریابند زور فقر میآورد و فقر نمیزداید و تا ایرانیان از غفلت از استقلال و آزادی بدر نیایند و از اعتیاد به اطاعت از اوامر و نواهی قدرت نرهند و زندگانی روزانه خود را عمل به استقلال (استقلال در گرفتن تصمیم) و آزادی (انتخاب نوع تصمیم) و دیگر حقوق خویش نکنند، تخریب نیروهای محرکه در شبکه جهانی تخریب نیروهای محرکه، ادامه مییابد.

    اگر ایرانیان محض عبرتآموزی، در نظرها که از پیش از انعقاد قرارداد وین تا امروز اظهار شدهاند، لختی تأمل کنند، راست گویان را از دروغگویان تمیز میدهند. آنها که واقعیتها را همانسان که روی میدادند، میدیدند، از آنها که دلخواه خود و نه واقعیت را میدیدند، باز میشناسند. تفاوت استقلال و آزادی را با قدرتطلبی و وابستگی را در موضعگیری در مییافتند. با آنکه تجربه چون روز، روشن کرده است که راهکار، بازیافت استقلال و آزادی، بنابراین، استقرار ولایت جمهور مردم است، دست نشاندگان بیگانه، یکی با صراحت  بیشتر و دیگری با صراحت کمتر، میگویند و مینویسند: خروج از توافق و برقرار کردن تحریمها را باید با قشون کشی به ایران و سرنگون کردن «فرقه» حاکم پیگرفت. موضع همسان مثلث زورپرست، یکبار دیگر، وحدت ذاتی سه رأس آن را آشکار کرد!