وضعیت سنجی دویست و یکم :عوامل ۴ بعدی و موجد بحران آب در ایران - بخش اول

 bohrane  ab1

عوامل موجد بحران آب در ایران هم سیاسی است هم فرهنگی هم اجتماعی و هم زیست محیطی

 

  انقلآب اسلامی در هجرت: مشکلات و بحرانهایی که محیط زیست ایران بدان دچار شده است همانند هر پدیده ای تنها یک عامل و علت ندارد. بلکه هم عوامل سیاسی دارد هم اقتصادی هم فرهنگی و اجتماعی و هم زیست محیطی. ایران وطن ما در حال حاضربا چالش های محیط زیستی یعنی بحران تامین آب ، بحران ریزگردها و بحران آلودگی هوا مواجه است که بی ارتباط با یکدیگر نیز نیستند.

وضعیت کمبود آب در کشور ایران بعنوان یک معضل محوری محیط زیست ایران ، نیازمند بررسی همه عوامل موجد این بحران است. لازم به تذکر است که هر گاه از لفظ بحران نام میبریم به هیچ وجه منظور یک مشکل و معضل کوتاه مدت نیست، بلکه کشور ما همواره با مساله کم آبی روبرو بوده‌است و راه حل پایا نیز میطلبد. اما بعلت اینکه کمبود آب مشکلات حادی برای اغلب روستاها و شهرهای ایران و سلامت مردم بوجود آورده است و کشاورزی و صنایع را با چالشهای زیادی روبرو کرده است، بحران را "بحران آب" می‌خوانیم.

برای اندریافت اندازه حاد بودن مساله به اقرار«وزیر» نیروی دولت روحانی توجه کنیم:

رضا اردکانیان در ۱ اردیبهشت ۹۷ در نشست مدیران ارشد دولت دوازدهم گفت : «با توجه به وضعیت بارشها در تابستان امسال پیش بینی می شود 334 شهر با جمعیت حدود 35 میلیون نفر در معرض تنش آبی قرار داشته باشند. 165 شهر با جمعیت 10.5 میلیون نفر در وضعیت زرد، 62 شهر با جمعیت 6.8 میلیون نفر در وضعیت نارنجی و 107 شهر با جمعیت 17.2 میلیون نفر در وضعیت قرمز و مجموعا این 334 شهر در معرض تنش آبی قرار خواهند داشت. »

بحران آب در کشور هر روز ابعاد وسیع‌تری پیدا می‌کند. همانگونه که ذکر آن رفت علل بحران آب در هر ۴ بعد سیاسی، اقتصادی ، فرهنگی و محیط  زیستی قابل یافت است و البته وزنه برخی از این عوامل همچون سوء‌مدیریت و بی برنامگی و عدم اختصاص بودجه ضرور، در نظام ولایت فقیه، و نقش مافیای آب  سنگین تراند. البته برخی از محققان نقش تغییرات اقلیمی را در این بحران بسیار پررنگ می‌بینند.اما در ایجاد بحران همه اعم از نظام حاکم و دولتهای بی برنامه و بی‌کفایت و هم جامعه بخاطر میل به مصرف آب بدون آینده نگری ، تخریب و کثیف کردن محیط زیست و عدم آگاهی به  نتیجه آن همانا آلودگی آب و ... نقش دارند. و بخاطر کوتاهی در رفع آن و عدم اتخاذ روشی سازنده همگی مسئولند.

 حد اقل ۲۰عوامل ذیل در ایجاد بحران آب نقش د ارند:

 سیاستهای غلط افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی بدون در نظر گرفتن عواقب آن که در نهایت منجر به افزایش مصرف آب نیز می‌گردد، استفاده از آب بیش از ظرفیت طبیعت یعنی برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی و کاهش آب‌های سطحی ، حفر غیر منطقی و بی حساب چاههای عمیق آب ، سدسازی بی رویه و بی برنامه و بدون در نظر گرفتن عواقب زیست محیطی آنها ، بهره‌وری پایین کشاورزی و جبران آن با مصرف هر جه بیشتر  آب، مصرف محور بودن اقتصاد و عدم آموزش روشهای جلوگیری از هرز آب، فرسودگی صنایع آب بر، انتخاب محل نا مناسب، همانا استانهای کم آب کشور، برای ایجاد صنایع فولاد، فرسایش خاک، سیاستهای غلط و نسنجیده در برنامه های کشاورزی و کشت محصولات بدون عاقبت نگری و میزان نیازشان به آب، فقدان برنامه استفاده از آبهای تصفیه شده، عدم استفاده از تلکنولژی برای ساختن دستگاههای آب شیرین کن، عدم تخصیص بودجه کافی برای جلوگیری از تخریب محیط زیست، وجود مافیای آب و سدسازی، مدیریت نا کارآمد و نیز فقدان اختیارات، بنابراین نبود مسئولیت ارگانهای ذیربط وتسلط دولت بر کل فرایند سیاسی تصمیم‌گیری درباره مدیریت منابع و حکمرانی آب... در بروز بحران آب نقش بس مهمی را ایفا می کنند.

 

عواقب و نتایج زیست محیطی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی بحران آب:

 

بالتبع مساله تنش آبی می‌تواند عواقب و ابعاد اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی زیادی را به‌دنبال داشته باشد؛ به عنوان نمونه تعطیلی زمین‌های کشاورزی باعث بروز مشکلاتی در اشتغال، معیشت، مهاجرت، بیکاری و حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ فقر و سوء‌تغذیه و گرسنگی و گسترش بیمارهای عفونی و مسری و... می‌شود که تمامی این شاخه‌ها به هم متصل هستند .همچنین تنش آبی هم اثرات زیادی بر سایر ابعاد زیست محیطی دارد. همچون از بین رفتن گونه های گیاهی کشور و نیز خشکی تالابها و دریاچه ها و از بین رفتن محیط بومی زیست انواع حیوانات. تخریب تالابها از جمله منجر به تخریب محیط زیست پرندگان مهاجر به ایران می شود و نیزافزایش ریزگردها . بدین سان، آسیبهایی عظیمی به سلامت مردم وارد می شود.

 

ایرانیان ذخیره هزار ساله آبهای زیر زمینی را 30 ساله تمام کردند:

   محمد درویش عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور طی مصاحبه‌ای با خبر گزاری مهر  گفت: آبی که ایرانیان در طول 30 سال گذشته از منآبع آب زیرزمینی برداشت کرده اند برابر با ذخیره آب سفره‌های زیر زمینی در هزار سال گذشته است. در 15 سال گذشته عمق برداشت آب از ذخیره‌گاه‌های زیرزمینی به پایین ترین سطح خود رسیده و منابع آبی سفره‌های زیرزمینی ایران رو به پایان است.

پانزده سال مورد اشاره وی مربوط میشود به مسئولیت وزارت نیرو در 8 سال دوره ریاست جمهوری رفسنجانی و خاتمی. همچنین دشت رفسنجان - یکی از بزرگترین مخازن آب زیرزمینی مناطق کویری کشور - در سال 1353 با کمتر از 500 حلقه چاه به عنوان دشت ممنوعه اعلام شد تا دیگر در آن دشت و بالادست آن چاهی حفر نشود. ولی طبق آمار سال 1379 (دوران ریاست جمهوری خاتمی و وزارت حبیب الله بی‌طرف بر وزرات نیرو)، تعداد چاه‌های پروانه دار در این دشت 1370حلقه گزارش شده‌است. یعنی بیش از دو و نیم برابر تعداد چاه‌های زمان اعلام ممنوعیت دشت! بعلاوه، در بالادست این سفره نیز حفر چاه مجاز ولی مضر به پایین دست تا همین اواخر ادامه داشته است؛ مثلاً در دشت بردسیر.

همچنین حسین آبراهیمی مدرس دانشگاه در مصاحبه با روزنامه خراسان در  مهرماه ۱۳۹۰(همانا درسالهای آخر  حگومت احمدی نژاد ) معتقد است: در همين سال با وجود اين همه دغدغه باز هم برابر اعلام معاونت حفاظت و بهره برداري شرکت مديريت منابع آب ايران ۳ هزار و ۸۴۱ مجوز حفر چاه براي آب شرب، جابه جايي چاه‌هاي کشاورزي و کف شکني آن‌ها صادر و از اين محل ۳۱۳ ميليون مترمکعب آب استحصال شده است.

قبل از پرداختن به نقش هر یک و یا چندی از این عوامل، ابتدا لازم است داده هایی نسبت به اقلیم ایران در اختیار خوانندگان محترم قرار دهیم:

کشور ما ایران در قسمتی از منطقه خشك و نیمه خشك جهان قرار گرفته است که همواره بارش هایی به اندازه یک سوم متوسط جهانی داشته است. متوسط بارش های سالانه ایران به صورت درازمدت (متوسط نیم قرن اخیر) 254 میلیمتر بوده است، که در نقاط خشک فلات مرکزی ایران به ۵۵ میلی متر و در سواحل شمالی کشور به هزار و ششصد میلی متر در سال میرسد . این بارشها در طی سالهای اخیر، روندی کاهشی به خود گرفته است .به طوریکه این رقم در پایان سال آبی 95 – 96 به 249.7 میلیمتر رسید. در حالی که میانگین بارش جهانی که بیش از هشتصد و سی میلی متر است.

پدیده خشکسالی متأسفانه طی اعصار و قرون گذشته همواره در کشور ما رخ داده و آثار و پیامدهای نامطلوب خود را بر ساکنین کشور تحمیل نموده است. به تعبیری می توان گفت که تاریخ کشور ما با وقوع خشکسالی های وحشتناک عجین بوده است. متأسفانه کشور ما برای مقابله با این پدیده شوم طبیعی برنامه جامع نداشته‌است. هنوز هم به صورت انفعالی در زمان وقوع این پدیده با آثار و پیامدهای آن ها مقابله می شود.

اما امسال وضعیت متفاوت است. از ابتدای سال آبی جاری تاکنون 103.6 میلیمتر بارش در کشور داشته ایم، این درحالی است که در مدت مشابه سال قبل 206.1 میلیمتر و در مدت مشابه به صورت درازمدت 203.7 میلیمتر بارش در کشور ثبت شده است یعنی کشور با کاهش 49.7 درصدی بارش های سال آبی جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته مواجه شده است.

کم شدن بارش های ایران به معنای کاهش منابع تجدیدشونده آب کشور است. ایران سالانه از 130 میلیارد مترمکعب منابع آب تجدیدشونده برخوردار بود، اما در 20 سال گذشته منابع آب تجدیدشونده به 110 میلیارد مترمکعب و در 6 سال گذشته به حدود 100 میلیارد مترمکعب کاهش یافته است..

از یک سو کم شدن بارش های کشور دسترسی به منابع آب سطحی را برای سال جاری کاهش داده و از سوی دیگر با برداشت بیش از ظرفیت، از منابع آب زیرزمینی در طی دو سه دهه اخیر، شاهد هستیم که از تعداد 609 دشت کشور، 355 دشت با کاهش شدید سطح منابع آب زیرزمینی مواجه شده است. در سال 1347 تنها 15 دشت ممنوعه در کشور وجود داشت که این تعداد امروز به 355 دشت ممنوعه افزایش پیدا کرده است.

خبرگزاری مهر در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ گزارش مفصل و جالبی از نشریه نیچر در باره وضعیت زمینهای کشاورزی ایران که در اینجا تنها به بخشهایی از ان اشاره میشود، نشر داده‌است:

توزیع جغرافیایی زمین های کشاورزی ایران نشان می دهد بخش اعظم فعالیت های کاشت و برداشت ایران در غرب، شمال غرب و بخش های شمالی کشور است . بارش سالانه در این مناطق بیش از ۲۵۰ میلی متر است. با این وجود آبیاری محصول در مناطق با بارش ۲۰۰ یا حتی کمتر از ۱۰۰ میلی متر در سال نیز انجام می شود. این درحالی است که برای حمایت از کشاورزی، سیستم آبیاری کنترل نمی شود و همین امر مشکل کم آبی را حادتر کرده است.هنگامیکه مطلوبیت زمین براساس محدودیت های خاک و توپوگرافیک اندازه گیری شد، ۱۲۰ میلیون هکتار(۷۴ درصد) از زمین های کشور دارای کیفیت ضعیف یا پایین تر برای کشاورزی هستند. زمین هایی با مطلوبیت متوسط حدود ۱۷.۲ میلیون هکتار (۱۱ درصد) از کشور و زمین های با کیفیت بالا ( خوب و خیلی خوب) حدود ۵.۸ میلیون هکتار (۴ درصد) از کل کشور را تشکیل می دهند.

خاک های با کیفیت ایران برای کشاورزی( طبقه خوب و بسیار خوب) در باریکه ای از کناره دریای خزر( استان های گلستان، مازندان و گیلان) و همچنین در غرب و شمال غرب( مانند آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه) وجود دارند.

در شمال غربی و غرب مهمترین محدودیت کشاورزی ناشی از ارتفاع زیاد و دره های عمیق است که در رشته های البرز و زاگرس دیده می شود.

با این وجود، ایران در یکی از خشک ترین نقاط جهان قرار گرفته که کم آبی به عنوان عامل اصلی محدودیت کشاورزی شناخته می شود. با توجه به شاخص خشکسالی، ۹۸ درصد از ایران را می توان جزو مناطق خیلی خشک، خشک یا نیمه خشک به حساب آورد.ماههای تیر و مرداد خشک ترین و ماه های دی و بهمن پرآب ترین ماه های سال در ایران هستند.بیش از نیمی از کشور شاهد شرایط آب وهوایی بسیار خشک در ۵ ماه متوالی سال است که ازتیرماه آغاز می شود.این الگوی موقت از شاخص خشکسالی عواقب وخیمی برای محصولاتی دارد که در تابستان پرورش می یابد زیرا مقدار آب و نرخ آبی که محصول جذب می کند ممکن است در این ماه ها تامین نشود. به این ترتیب احتمال کاهش محصول یا از بین رفتن آن به شدت افزایش می یابد. در بیش از ۵۰ درصد زمین های ایران، مدت بازه رشد بسیار کوتاه است ( ۲ ماه و کمتر) . برای هرگونه کشاورزی باید آب برای این زمین ها فراهم شود .تقریبا تمام منطقه مرکزی ایران(یزد، سمنان ، استان مرکزی و اصفهان) و بخش عظیمی از زمین‌های شرق (خراسان جنوبی و بخش های جنوبی خراسان رضوی) جنوب شرق( سیستان و بلوچستان و کرمان) و جنوب( هرمزگان و بوشهر) برای کشاورزی با آب باران نامناسب هستند. هرچند نیمی از خورستان و سه چهارم استان فارس نیز با توجه به آنچه گفته شد نامناسب به حساب می آیند.در کل منطقه شرق ایران فقط قسمت شمالی خراسان رضوی در کمربندی است که به طور کلی زمین هایی با ملزومات رضایتبخش برای انجام کشاورزی با آب باران دارد.

 

keshavarzi dar iran 

هرچند مدتهاست کمبود منابع آبی یکی از چالش های افزایش تولید کشاورزی در ایران به شمار می‌رود ، محدودیت های دیگر از لحاظ مطلوبیت زمین نیز وجود دارد. فشارهای زیست محیطی احتمال گسترش زمین های کشاورزی را می‌کاهند. ایران به عنوان یکی از اعضای کنوانسیون تنوع زیستی باید به اهداف تنوع زیستی آیچای پایبند باشد. براساس یکی از این اهداف ایران باید تا ۲۰۲۰ میلادی مساحت زمین های محافظت شده خود را به ۱۷ درصد برساند. این رقم تقریبا دوبرابر منطقه حفاظت شده فعلی در کشور است.درحال حاضر رشد بیابان ها به خصوص در ایران به یک نگرانی بین‌المللی تبدیل شده است.

گزارش نشریه نیچر بعنوان راه حل اعلام میکند که تبدیل زمین های بی کیفیت به زمین های قابل کشت، به طور حتم میزان محصولات کشاورزی رابهبود می‌بخشد. طبق نتیجه یک تحقیق جهانی موخر در این زمینه، با فراهم کردن دوباره شرایط محیطی مناسب برای زمین های کشاورزی، تولید جهانی حتی بدون گسترش زمین، ۳۰ درصد رشد می کند. بااین وجود برنامه گذار نیازمند نقشه بندی دوباره زمین های قابل کشت است، که این امر هم اکنون برای ایران مهیا نیست.باید از عملکردهای نامناسب کشاورزی در زمین های نامناسب جلوگیری شود زیرا این زمین ها محصولی با هزینه کلان تولید می کنند و به مشکل کم آبی دامن می زنند.از سوی دیگر گسترش زمین در ایران نیز احتمال کمی دارد به ظرفیت تولید غذا در کشور بیفزاید. با این وجود، توزیع دوباره زمین ها می‌‌تواند وضعیت کلی کشاورزی ایران را بهبود بخشد.

 

 

تنوع اقلیمی ایران و وجود ۸۰۰۰گونه گیاهی و قرار گرفتن ایران در مسیر دو کریدور اصلی مهاجرت پرندگان کره زمین:

 

فلات ایران که بیش از ۸۰ درصد خاک سرزمینی کشور ایران را در برگرفته، تنوعی از چشم اندازهای کوهستانی، کوهپایه ای، دشتی ، کویری و … را بوجود آورده است. همین ویژگی باعث شده که کشور ایران علی رغم قرار گرفتن در کمربند خشک و نیمه خشک جهان دارای میکرواقلیم های متنوعی باشد و از اقلیم های خیلی سرد تا خیلی گرم و از خیلی مرطوب تا خیلی خشک در آن یافت شود.

قاره آسیا ۱۰۰ هزار گونه گیاهی دارد که ایران با داشتن ۸ اقلیم مختلف آب و هوایی ۸۰۰۰ گونه گیاهي مختلف را در خود جای میدهد و از این رقم ۱۷۲۰ رقم بومی ايران به شمار مي‌رود که يکي از غني‌ترين تنوع گياهي در جهان به شمار مي‌رود،برای مقایسه درانگلستان فقط ۱۰۰۰ گونه گياهي وجود دارد.

تنوع اقلیم ایران، پستی و بلندیهای فراوان، وجود دو دریای وسیع در شمال و جنوب کشور و گسترش وسیع تشکیلات زمین شناسی دوران سوم زمین شناسی که اغلب شور هستند، باعث شده که انواع مختلفی از تالاب ها، از جنگلهای مانگرو و صخره های مرجانی گرفته تا دریاچه های کوهستانی و دشت های شور کویری در آن شکل بگیرند.

از طرفی ایران در مسیر دو کریدور اصلی مهاجرت پرندگان کره زمین قرار گرفته لذا اهمیت تالاب های ایران در پشتیبانی نظام طبیعی مهاجرت پرندگان بسیار زیاد است.

 

وضعیت تالابها ی ایران:

تالاب ها از جمله مولدترین محیط های جهان هستند تالاب ها از اجتماعات انبوه گونه های پرندگان، پستانداران، خزندگان، دوزیستان، ماهیان و بی مهرگان حمایت میکنند. از بین ۲۰ هزار گونه مختلف ماهی در سطح جهان، بیش از ۴۰ % آنها در آبهای شیرین (تالاب ها) زندگی می کنند. تالاب ها ذخیره گاه های بسیار مهمی از مواد ژنتیکی (وراثتی) گیاهی نیز محسوب می شوند.

از ۴۲ نوع تالاب مشخص شده توسط کنوانسیون رامسر در سطح جهان به جز یک نوع تالاب یعنی تورب زارها، بقیه در کشور ایران یافت می شوند که بیانگر تنوع بسیار زیاد تالاب های ایران است. همچنین تعداد تالاب های ایران به واسطه وسعت کشور بسیار زیاد و محدوده تغییرات ابعاد آنها بسیار وسیع است بطوریکه وسعت آنها بین کمتر از چند هکتار تا بیش از ۵۰۰۰۰۰ هکتار در نوسان است.

ایران حدود 270 تالاب دارد که حدود 80 مورد از آنها آنچنان بزرگ هستند که در زمره تالاب های بین المللی قرار می‌گیرند. متاسفانه ۲۱تالاب مساحت خود را کم کم از دست داده اند و منشا گرد و غبار شده اند. همچنین 75 درصد از تالاب‌های ایران در معرض خشک شدن قرار دارند. از جمله دو تالاب بزرگ شادگان و هورالعظیم تقریبا به خشک‌زار تبدیل شده‌اند.

 

خشک شدن در یاچه هامون و ارومیه و نیز دو رودخانه عظیم ایران کارون و زاینده رود

باخشک شدن دریاچه هامون در استان سیستان و بلوچستان ایران، مشکلات متعدد زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی در این منطقه بروز کرده است. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۳ و با جاری شدن سیلاب از افغانستان، دریاچه هامون پس از ۱۵ سال ابگیری شد. با این‌حال کارشناسان محیط زیست در سیستان و بلوچستان هشدار می‌دهند احیای دریاچه هامون موقتی است و خطر خشک شدن، دوباره این تالاب بین‌المللی را تهدید می‌کند.مشکلات دریاچه هامون در سال‌های اخیر با قطع حق‌آبه این دریاچه توسط سدهایی که در افغانستان ساخته شده‌اند آغاز شد. اما وزارتخانه‌های نظام ولایت فقیه در این مورد توجهی از خود نشان نداده و از دادن حق‌آبه هامون و هدایت آب به آن سو خودداری کرده‌‌اند. خشک شدن هامون ُ میزان و شدن طوفانهای گرد و غبار را در منطقه افزایش داده است . از سوی دیگر نابودی این دریاچه و خشکی بیش از ۱۵۰۰ رشته قنات یعنی ۹۰ درصد قنات‌ها ی بلوچستان باعث بیکاری و مهاجرت هزاران نفر به مناطق دیگر شده است.

اخرین گزارش در مورد وضعیت دریاچه ارومیه به تاریخ ۲۹ آذر ۹۶ برمی گردد که رئیس دفتر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی اطلاع داد که وسعت دریاچه ارومیه در آذرماه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۴۲ کیلومتر کاهش یافته است و وسعت دریاچه ارومیه به یک هزار و ۷۳۴ کیلومتر رسیده است.و این رقم یک سوم مساحت دریاچه در ۱۵ سال گذشته است.

«برنامه توسعه سازمان ملل» طی گزارشی که بهار امسال منتشر کرد، نسبت به خشک شدن این دریاچه به شدت هشدار داد. بر مبنای این گزارش: ۲۰ سال قبل حدود ۳۰ میلیارد متر مکعب آب در دریاچه ارومیه وجود داشت، اما اکنون به حدود ۲.۵ میلیارد متر مکعب رسیده است. طی چند سال گذشته وضعیت دریاچه ارومیه مقداری بهتر شده است، اما هنوز در معرض خطر خشک شدن کامل است. بر خلاف اظهارات مقامات ایران مبنی بر خشک شدن دریاچه ارومیه به خاطر خشکسالی، این گزارش می‌گوید که عامل انسانی، خصوصا ساخت غیراصولی سدهای متعدد بر رودخانه‌های مشرف به این دریاچه، وضعیت را بحرانی کرده است و اگر دریاچه خشک شود، می‌تواند مانند دریاچه آرال در آسیای میانه به یک فاجعه تمام عیار انسانی و زیست‌محیطی تبدیل شود.بر اساس ارزیابی سازمان ملل، خشک شدن دریاچه ارومیه می‌تواند به طوفان‌های نمکی و پراکنده شدن حجم عظیمی از نمک به مناطق وسیعی از اطراف دریاچه شود که هم کشاورزی این منطقه را از بین ببرد، هم باعث شیوع بسیاری از بیماری‌ها، از جمله سرطان شود.این گزارش همچنین می‌گوید که آب‌های زیرزمینی شیرین مناطق اطراف می‌تواند با حفر چاه‌های عمیق‌تر به سفره‌های زیر زمینی آب شور کنار دریاچه برسد و باعث نابود شدن منابع آب مصرفی مردم شود.

 

خشکی و شوری رودخانه های کارون و مارون و جراحی و زایند ه رود:

اکنون کف رودخانه کارون که پرآب‌ترین رودخانه کشور و طولانی‌ترین رودخانه‌ی ایران و منطقه به طول ۹۵۰ کیلومتربود، مشخص و قابل روءیت است وآب ان بعلت زدن سد گتوند با صرف چهارهزار میلیارد تومان با مهندسی غلط و بدون کارشناسی بعنوان جنایتی در حق سرزمین ایران ۲۵ در صد شورتر شده است .در ساختن سد گتوند حگومتهای رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد نقش داشته اند.  کلانتری وزیر اسبق کشاورزی در دوران رفسنجانی در مورد سد گتوند بر روی کارون  می‌گوید: «مهندس مشاور در پروژه سد گتوند وقتی که وابسته به وزارت نیرو بود در پاسخ به اعتراض به اینکه اینجا گنبدهای نمکی (گچساران )هست، گفت که ما با کشیدن پتوی رسی روی گنبدهای نمکی این را جبران می‌کنیم و ۱۳۰ میلیارد تومان هم همزمان با احداث سد روی گنبدهای نمکی پتوی رسی کشیدند اما با اولین آبگیری از سد شهید عباس‌پور به سد گتوند تمام این پتوها از بین رفت». کلانتری همچنین می‌گوید: «در دوران احمدی‌نژاد که تابستان ۹۰ می‌خواست این سد را افتتاح کند، من این را خدمت ایشان گفتم، اما گفتند اشتباه جا به جا شدن سد در زمان دولت خاتمی اتفاق افتاده است و این کار را زمان آقای حبیب الله بی‌طرف، آقای اردکانیان انجام داد. گفتم این اشتباه اول بود ، اشتباه دوم را شما انجام ندهید، به عنوان دفاع از کشاورزان، آب‌گیری نکنید، آب شیرین را شور نکنید. یعنی با آب شیرین هم این کار را کردیم.» اما هم‌اینک به طور متوسط ۳۵۰ واحد نمک وارد رودخانه می‌شود که اگر این آب شور هم‌چنان جاری باشد، دیگر کارون منبع آب شیرین نخواهد بود و اکوسیستم و زندگی و سلامت میلیون‌ها نفر از اهالی خوزستان به مخاطره خواهد افتاد و بهمان علت نیز رودخانه‌های مارون و جراحی اکنون خشک شده‌اند.

مرگ زاینده رود هم فقط مرگ یک رودخانه نیست، وجهه تلخ‌تر آن فرورفتن کشاورزان استان اصفهان در فقر است تا حدی که حالا نه تنها محصولی ندارند. کشاورزان اصفهانی سالهاست که هر از چندگاهی تراکتورهای خاک گرفته‌شان را در ورودی شهر ورزنه به صف می‌کشند تا حقآبه ای را که می‌گویند که پانصد سال پیش شیخ بهایی در طوماری برایشان تعیین کرده، از دولت پس بگیرند؛ تا بتوانند به شغل اجدادی‌شان ادامه دهند و کشاورزی کنند.سند حقابه کشاورزان اصفهان طوماری است که گفته‌ می‌شود شیخ بهایی در سال ۹۲۳ هجری قمری برای حل مساله تقسیم آب این منطقه تنظیم کرده است. در این طومار با محاسبه آمار بارندگی سرچشمه‌های زاینده رود، سهمیه آبی برای باغداران، کشاورزان و ساکنان منطقه در نظر گرفته شده بود.حقابه‌ای که بخشی‌ از آن نصیب صنایع فولاد و ذوب آهن اصفهان شده و بخش دیگرش سالهاست با خط لوله ای به یزد رفته است. قرار بود خط لوله انتقال آب به یزد زمانی کارش را آغاز کند که تونل کوهرنگ سه افتتاح شده باشد. تونلی که آب را از چهارمحال و بختیاری به اصفهان می‌برد. احداث تونل کوهرنگ سه که خود مخالفان سرسختی در دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان دارد، حدود ۲۰ سال پیش آغاز شد و ناتمام ماند.بر روی پلاکارد یک کشاورز اصفهانی این جمله جلب توجه می کند: اصفهان و چهار محال برادرند با سوءمدیریت مردم را به جان هم نیندازیم!

 suee modireiat1

در شماره آینده به بررسی یک چند از عوامل بحران آب خصوصا سوء مدیریت مسءولان نظام ولایت فقیه میپرداریم.


در این رابطه