وضعیت سنجی دویست و ششم: رﮊیم کودتای دائمی

wazyatsanji206    بحران از پی بحران ایجاد کردن با هدف ایجاد زمینه برای تصرف کامل دولت توسط مافیاهای نظامی – مالی، کار امروز تنها نیست. از گروگانگیری تا امروز، دولت، گرفتار کودتای دائمی است. صعود قیمت دلار به 9000 تومان، ولو عوامل اقتصادی داخلی و خارجی مساعد با آن وجود دارند، ولو سیل نقدینگی جاری است، اما توجیه اقتصادی ندارد، توجیه سیاسی دارد. اجتماعات هم خود انگیخته نمینمایند. نظرها هم که اظهار میشوند، هشدارها و اخطارهای یک طرف به طرف دیگر هستند. پنداری عوامل ایجاد میشوند برای آنکه پیش از مرگ خامنهای، دولت و کشور به مهار کامل مافیاها در آیند. ایجاد «پایتخت دوم» در مشهد و اجتماع مرتب شماری از سران سپاه با رئیسی و علمالهدی در این شهر و این واقعیت که نقدینه و ارز در ید مافیاهای نظامی – مالی هستند، برای تصرف دولت است. عواملی که در این وضعیت سنجی شناسائی میشوند، میگویند: ایرانیان اگر به جنبش همگانی روی نیاورند و در این جنبش، استقلال و آزادی و حقوق دیگر روش و هدف نشوند، کشور میتواند در کام خطری رود که آسان نتوان آن را از کامش بیرون کشید:

 

دو خبر مهم که ما دریافت کردهایم و هشدارهای مهم که در علن اظهار شدهاند:

     دو خبر مهم که ما دریافت کردهایم:

در جلسهای با حضور برخی سران که اخیراً تشکیل بود، بحث برکناری روحانی به جد مطرح شد. صحبت از جایگزینی او با یک رئیس جمهور موقت نظامی و سرکوب شدید معترضان، بمیان بود. جلسه به نوعی جلسه هماهنگی بود. شواهد و قرائن محیطی نیز حاکی از صحت خبر است. موج جدید اعتراضات برای ممکن کردن این کودتا است. شنیده میشود که کامیون داران نیز به زودی اعتصاب را از سر میگیرند.

    در این وضعیت، اگر جنبش عمومی نشود و اگر هوشیارانه ادامه پیدا نکند فاجعه ببار میآید. اعتصابها در بیراههاند و نتیجه آن کاهش پتانسیل مردم در وضعیت بد معیشتی و گردن نهادن به یک دولت نظامی است که کمی اوضاع را بسامان کند. در آستانه فروپاشی اقتصادی هستیم. اگر جلو ایجاد این طرح گرفته نشود، ایران سرنوشتی نامعلوم پیدا میکند.

 

در وضعیت سنجی 205 در گزارش/تحلیل استراتفور، آمده بود که کشتن سران سپاه توسط اسرائیل سبب میشود ایران وارد عمل بگردد. خبری که از عراق و سوریه به ما رسیده است، حاکی است که اشاره استراتفور، اطلاع سربستهای است از طرح اسرائیل و امریکا و دولت سعودی: فهرستی از سرداران سپاه که «مزاحم» توصیف شدهاند، تهیه شده برای اینکه ترور شوند. هدف طرح تغییر رﮊیم از درون است. به ترتیبی که رﮊیم با مقاصد امریکا و اسرائیل و دولت سعودی سازگاری کامل پیدا کند. خبر دیگری که این خبر را تکمیل میکند ایناست که شماری «ایرانی» تعلیم داده شده و به درون کشور نفوذ داده شدهاند. اما این خبر میتواند پوششی باشد برای خبر دیگری که مافیاهای نظامی – مالی بنا بر حذف آندسته از سران سپاه دارند که با طرح آنها برای تصرف کامل دولت موافق نیستند.

 

اینک بنگریم که موضعگیریها چه اندازه این دو خبر مهم را تأیید میکنند:

در 4 تیر، رحیم صفوی، فرمانده پیشین سپاه و مشاور کنونی خامنهای میگوید: اگر دولت نباشد کشور بهتر اداره میشود. او دروغ بزرگ دیگری نیز گفته است که ایناست: «مقام معظم رهبری از همان ابتدا به مذاکره با آمریکا خوش‌ بین نبودند و این مسئله را اعلام کردند، اما به دلیل همان پایبندی به قانون اساسی کشور به دولت اجازه دادند وارد مذاکرات برجام شوند؛ حالا اگر دولت راه‌ اشتباه رفته است گناه حضرت آقا چیست؟ خُب این دولت انتخاب مردم بوده است». بنابر این دروغ، مقصر مردم هستند. نه خامنهای نماینده برای گفتگو با فرستاده اوباما به مسقط فرستاد و نه از نرمش قهرمانانه سخن گفت و نه با قرارداد وین موافقت کرد!! او در باره قانون اساسی نیز دروغ میگوید زیرا بنابر آن، تعیین دستور کار در سیاست خارجی با خامنهای است. یکی از عوامل سرنوشتی که آن توافق  پیدا کرده است، نیز خامنهای است. هم بخاطر از بین بردن توان مقاومت اقتصاد کشور در 8 سال حکومت احمدی نژاد و هم بخاطر جلوگیری از عادی شدن رابطه، بنابراین، اخذ تعهد متقابل از امریکا.

در 4 تیر، ظریف میگوید: گمان نبرید اگر روحانی و حکومت او برود و اصولگرایان بیایند، توانا بکاری میشوند.

  در 5 تیر 97، محمد دهقان، نایب‌رئيس فراكسيون ولايي مجلس گفتهاست: اگر خدای نکرده همچنان تردید‌ها و نگاه به غرب وجود دارد و دولت همچنان معتقد است تنها راهکار حل مشکلات، عقب‌نشینی است و دوباره می‌خواهند تجربه تلخ گذشته را تکرار کنند، ادامه حضور دولت، خیانت به کشور است و باید کار را به اهلش واگذار کند که این کار تنها خدمت به کشور است.

در 4 تیر، امير خجسته، «نماينده» همدان و رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی، گفته است: «ما 10 تا 15 روز به دولت فرصت می‌دهیم تا برنامه‌های خود را برای مقابله با توطئه‌های دشمن در جنگ اقتصادی به مجلس ارائه کند و اگر نتواند، ما استیضاح وزرای اقتصادی دولت و موضوع عدم کفایت رئیس‌ جمهور را در مجلس کلید خواهیم زد و صد‌ البته این استیضاح و عدم کفایت نه با اهداف سیاسی، بلکه به دلیل ناتوانی در حوزه اقتصادی است. این خواسته مردم است و ما از آن یک درصد نیز عقب ‌نشینی نخواهیم کرد».

در 3 تیر، حسین موسویان که در گذشته در تیم مذاکره کننده و حامی حکومت روحانی بوده و اینک در امریکا است، گفته است: «برای ایجاد اجماع و وحدت داخلی نیاز به درک درست از شرایط داخلی و خارجی کشور، فداکاری و از خود گذشتگی است. با این وضع، مشکلات اقتصادی فعلی مردم و منافع کلان ملی کشور دو قربانی اصلی اختلافات فعلی جناح‌های سیاسی داخلی هستند. بزرگان نظام باید قبل از هر چیز در این مورد چاره‌اندیشی کنند؛ حتی به قیمت یک خانه‌ تکانی اساسی در دولت یا حتی استعفای دولت فعلی و برگزاری انتخابات زودرس، زیرا استمرار وضع فعلی تا دو سال دیگر ممکن است موجب لطمات غیر قابل‌ جبران شود

در 5 تیر، زیبا کلام خطاب به دولت در سایه، یعنی مافیاهای نظامی/مالی گفته است: کار روحانی که تمام شد با ترامپ چه میخواهید بکنید؟ او وضعیت روحانی و حکومت او را اینگونه میبیند: «برای فلج کردن دولت اگر هر یک از این موارد یعنی حضور دست‌هایی یا تهدیدات آمریکا یا بی‌کفایتی‌های خود دولت را در نظر گیریم، در هر صورت، کاری از دست دولت روحانی برنمی‌آید. بنابراین در هر حالتی (استعفا یا عدم آن) تغییری به وجود نخواهد آمد زیرا کار دولت آقای روحانی تمام ‌شده و باید تمام قدرت را به تندروها واگذار کند.»

و این گزارش در باره تظاهرات سوم و چهارم تیر 97 : تظاهرات دیروز و امروز، تصمیمی بود که از طرف اصناف گرفته شده بود که بدون تردید مخالفان روحانی درآن نقش داشتند. نسل جوان از این گروه به آن دامنه بیشتری بخشیدند. هیچ شعار سیاسی نمیداند جز شعار سوریه و لبنان را رها کن، فکری به حال ما کن. در نزدیکی مجلس برخورد شد. امروز نیز بر اساس اطلاعات مأخوذ از صنفهای مختلف، همه در باره بالا رفتن قیمت دلار و  بازایستادن صرف ثروتهای کشور در جنگهای منطقه، شعار میداند. پس از حمله قوای سرکوب، ناسزا هم گفتند. به قوای سرکوب حمله نیز کردند. یک ویدیو، در بالاترین گذاشته شده است که بنابر آن، مردم شعار روحت شاد رضا شاه سر دادهاند. دروغ محض است شعار را بر روی فیلم میکس کردهاند. قبلاً نیز در ورزشگاه آزادی، بهنگام بازی پرسپولیس و سپیدرود، مردم علی کریمی را تشویق میکردند و این دروغ زنان همان کار را با آن فیلم کردند. آن بار، بلافاصله، آنها که در استادیوم بودند، تکذیب کردند.

بنابر آفتاب نیوز، (6 تیر 97)، شعار داده شدهاست و جماعت شعاردهنده «رضاشاه روحت شاد» را اینسان معرفی میکند: «این جماعت آنقدر بی‌پروا شده‌اند که عده‌ای را با شعارهای بی‌سابقه رضا شاه روحت شاد و مرگ بر مفت‌خور، روانه مجلس می‌کنند و آنها نیز با مشایعت پلیس آزادانه مانور می‌دهند. این جماعت دقیقاً همان دسته و گروهی هستند که در نماز جمعه تهران و راهپیمایی‌ها حضور دارند و پایان تکبیرشان مرگ بر غارتگر بیت‌المال است. همه آنها را به‌خوبی می‌شناسند و ظاهراً ماموریت جدیدشان ریشه‌کنی دولت با سوءاستفاده از شرایط حاد اقتصادی است

     بهررو، اینگونه حرکتها چون جدا جدا انجام میشوند، ولو درجا از دست محرکها خارج میشوند و بمحض اینکه خارج میشوند، سرکوب میشوند، مردم را از نفس میاندازند و آماده تن دادن به حکومت سرداران سپاه میکنند.

    راستی این است که هرگاه مردمی نخواهند وسیله کودتای جدیدی در درون رﮊیم شوند، راهکار نه سکوت گزیدن و دست به هیچ کار نزدن که همآهنگ شدن نیروهای محرکه سیاسی جامعه در برانگیختن جنبش همگانی است. این جنبش است که میتواند به فشار قدرتهای خارجی به ایران نیز پایان ببخشد.

در 5 تیر 97، ایسنا گزارش کرده است: مهدی کوچک‌زاده در آخرین روز نمایندگی‌اش در مجلس نهم خود را طراح «طرح عدم کفایت روحانی» معرفی کرد و گفت که در آن زمان کسی با او همراهی نکرده اما پس از ناآرامی‌های دی‌ماه ٩٦ که به روایتی با هدف تضعیف دولت از مشهد و از جانب طیفی از اصولگرایان نزدیک به جبهه پایداری کلید خورده بود، این زمزمه ضعیف، آرام ‌آرام جان گرفت و کار به آنجا رسید که نیمه اسفندماه همان سال احمد سالک از جمله اعضای جبهه پایداری در مجلس، نسبت به نحوه برخورد رییس‌جمهوری با منتقدان دولت انتقاد کرد و رسما از تریبون مجلس خطاب به روحانی فریاد زد: «اگر این روند را دنبال کنید، پای استیضاح شما با اجرای عدم کفایت سیاسی‌تان را وسط میکشیم

دانستنی است که در 16 دی ماه 1396، روزنامه وقایع اتفاقیه، اطلاع داده بود که «رد پای درخواست استعفای روحانی به مشهد میرسد». برابر اطلاع جدیدی که ما دریافت کردهایم، علمالهدی و دامادش رئیسی و مافیاهای نظامی/مالی، فعالیتهاشان را دوچندان کردهاند. این جماعت تنها به تصرف قوه مجریه قانع نیست، جانشینی خامنهای را «حق خود» میدانند و تصرف سه قوه را شرط لازم برای از آن خود کردن «رهبری» میدانند. دو برادر لاریجانی را هم مزاحم میدانند. تسلط بر قوه قضائی از اولیت برخوردار است. زیرا برای سرکوبها بدان نیاز است.

 

ماهیت کودتاچیان را ناتوانی مطلق آنها گزارش میکند:

    بدینسان، موضعگیریها و رویدادها دو خبر مهم، بخصوص خبر اول را تصدیق میکنند. اما خبرها و رویدادها و موضعگیریها واقعیتهای زیر را از پرده بیرون میاندازند:

1. رﮊیم ولایت مطلقه فقیه، رﮊیم بحران سازی و کودتای مداوم است. اگر اقتصاد ایران، اقتصادی مصرف محور و طبیعت ایران بیابان شده است، بخاطر این است که بدون بحران، رﮊیم کودتای مداوم برجا نمیماند و مافیاهای نظامی/مالی که با تخریب نیروهای محرکه برای رساندن رانتخواری به حداکثر، نقدینه و ارز و طلا و آب و ... و نیروی مسلح و دستگاه تبلیغاتی را از آن خود کردهاند، اینک خود را در وضعیتی میبینند که اگر دولت را تصرف نکنند، خود باید تن به انحلال بدهند.

 

2. دولت واقعی یعنی دستگاه ولایت مطلقه فقیه و حزب سیاسی مسلح و مافیاهای نظامی/مالی و دستگاههای سرکوب اگر نبودند، بدیهی است مردم ایران بهتر زندگی میکردند. اما اگر دولت واقعی و این تشکیل دهندگان وجود دارند، بدینخاطر است که برای مردم نقشی غیر از تسلیم شدن قائل نیستند و مردم کم و بیش این نقش را بازی کردهاند. از دیماه بدینسو، مافیاها «اجتماعات قابل مهار» را برضد حکومت روحانی به راه میاندازند اما هربار مهار از دستشان بدر میرود و  اجتماعات را سرکوب میکنند. هدف تصرف کامل دولت یعنی دستگاه ولایت مطلقه فقیه و قوای سه گانهای است که از دید آنها باید «یکدست بگردد». در هر کودتا، «یکدست کردن دولت» دستآویز اصلی بوده است. ناتوانی بزرگ کودتاچیان در این است که مردم را رویاروی خویش میبییند و روشی را در پیش گرفتهاند که مردم مخالف، تن به تسلیم بدهند. بنابراین، اگر تن به تسلیم ندهند، این دولت واقعی است که سقوط میکند.

 

3. ناتوانی بزرگ سوم آنها این است که اگر اقتصاد ایران مصرف محور شده و اگر طبیعت ایران بیابان گشته و اگر از گروگانگیری بدینسو، ایران در محاصره اقتصای است و هم اکنون گرفتار هفت جنگ است، بخاطر این است که گروهبندیهای مافیائی بر دولت و اقتصاد و سیاست خارجی ایران مسلط شدهاند. دوره احمدی نژاد دوره حاکمیت آنها بود و در آن دوره بود که از روی قرار و قاعده، اقتصاد ایران را ویران کردند تا که در برابر تحریمها توان مقاومت نداشته باشد. بنابراین، این گروهبندیها توانا به اداره اقتصاد کشور و رهاندن سرزمین ایران از کام بیابان نیستند. بخصوص که حیات آنها در گرو مصرف محور ماندن اقتصاد و رانتخواری است.

 

4. ناتوانی چهارم این گروهبندیها این است که حوزههای دینی حیات خویش و بسا حیات دینی جامعه را در جدائی از ولایت مطلقه فقیه میبینند و هم اکنون در حوزه قم، ضرورت رهاکردن قم از اسارت رﮊیم ولایت مطلقه فقیه نظر اکثریت گشته است. اما مخالفت حوزههای دینی با مافیاهای نظامی/مالی و حزب سیاسی مسلح قطعیتر است. زیرا آن حوزهها، به حق، این مافیاها را عامل وضعیت کنونی کشور میدانند. از اینرو است که این گروهبندیها که مخالفان درون رﮊیم آنها را «دولت در سایه» میخوانند، میدانند که بدون در اختیار داشتن کامل دولت، نخواهند توانست «رهبر» دلخواه خود را جانشین خامنهای کنند.

 

5. ناتوانی پنجم این گروهبندیها این است که در سیاست خارجی – که این گروهبندیها با استفاده از تحریمهائی که هنوز به اجرا در نیامدهاند، بحران سخت را ساختهاند- این گروهبندیها که خامنهای در رأس آنها قراردارد، ایران را گرفتار هفت جنگ کردهاند. آنها بودند که مانع عادی شدن روابط با غرب شدند که میتوانست مابهازای تن دادن به تعهدها و بزعم روحانی و حکومت او، موجب رونق اقتصادی گردد.

     راستی این است که یک عامل تشدید کننده بحران، دستیابی به پولهای خارج شده از توقیف و حاصل از فروش نفت هستند. چرا که تبدیل به سرمایه نمیشوند و تبدیل به نقدینه میگردند و نقدینه عامل بحران است. این واقعیت را بهنگام امضای قرارداد وین خاطر نشان مردم ایران کردیم و امروز مردم میبینند که درگرداب مهیب بحران گرفتارند.

     بدینقرار، این گروهبندیها توانا به تغییر سیاست خارجی کشور نیز نیستند زیرا باز موجودیت خود را از بحرانهای شدید و مداوم خارجی دارند. و

 

6. این گروهبندیهای مافیائی، ناتوانیهای بالا را نیک میشناسند. بدینخاطر است که دست به قمار بزرگ زدهاند. قمار تصرف کامل دولت یعنی ولایت مطلقه فقیه و سه قوه. چرا که مطمئن هستند ناتوانائیهای برشمرده آنها را از پا درخواهد آورد. در 6 تیر، خامنهای حامی روحانی شد و روحانی هم گفت استعفاء نمیدهد. روشن است که خامنهای میانه رو نشدهاست و روحانی است که تسلیمتر شدهاست.

     بدینقرار، در محدوده رﮊیم، رویاروئی با این گروهبندیها ممکن نیست. با خارج کردن رویاروئی از درون بسته رﮊیم و آوردنش به سطح جامعه است که میتوان دولت سایه را از میان برداشت.

     در این وضعیت، آن بخش از رﮊیم که خود را در معرض حذف شدن میبیند، چون خود روحانی و حکومتش، از بیان واقعیتهائی که این وضعیت سنجی و وضعیتسنجیهای پیشین، آنها را توضیح میدهند، ناتوانند. بحران شدید اقتصادی و بلائی که بر سر توافق وین آمده نیز به گروه بندیهای مافیاهائی فرصت داده است که مخالفت جمهور مردم با خود  و مجموعه رﮊیم را مخالفت آنها با تنها روحانی و حکومت او جلوه دهند. از اینرو، هرگاه مردم کشور فرصت را برای شرکت در جنبش همگانی مغتنم شمارند، بخش مهمی از بدنه رﮊیم، حتی سپاه پاسداران –اکثریت آن نگران سرنوشت کشورند - به آنها خواهند پیوست و امکان رهائی کشور از دولت واقعی، یعنی دستگاه ولایت مطلقه فقیه و ستونپایههای آن، فراهم میشود. بسا بتوان حیات ملی را نجات داد.