وضعیت سنجی سیصد و پنجاه و هشت : نمایش انتصابات نظام: "کوه زایید ، موش زایید "

 entesabatباز ماه خرداد فرا رسید و پیش پرده های نمایش انتصابات نظام با صرف هزینه های گزاف به اجرا درآمد.نظامی که با سلب حقوق مردم در انتخاب آزاد نوع نظامی که مایل به زیست در آن هستند و سلب حقوق آنان برای ابراز صلاحیت منتخبان واقعی خود و تحمیل سیستم استصوابی تنگ نظرانه و قیم مآب ، بی صلایحتی خود را در وهله اول به نمایش گذاشته است. نظامی که انتخابات در آن فاصله‌ای بسیارفاحش با استانداردهای «انتخابات آزاد، سالم و منصفانه» دارد، درواپسین نفسهای خود ، آنهم در زمانه‌ای که نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی اوج گرفته آنچنان وحشتی از حضور مردم دارد که ترجیح می دهد نمایش انتصاباتش بدون کمترین چالش احتمالی برگزار شود.

آنچه برای مسئولین این نظام اهمیت دارد، برگزاری انتخاباتی با حداکثر حساسیت امنیتی است. در زمانه‌ای که نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی اوج گرفته، انتخابات باید بدون کمترین چالش احتمالی برگزار شود و کوچکترین دغدغه ای نسبت به قضاوت افکار عمومی ندارند تا جایی که فهرست ذیل را شورای نگهبان نظام ولایت فقیه به مثابه فهرست تایید صلاحیت شده گان نامزدهای پست ریاست جمهوری در سیزدهمین دوره، در تاریخ چهارم خردادماه ۱۴۰۰به وزارت کشور ارسال و اعلام کرد و مشخص کرد در این نظام"انتخابات" تبدیل به بیعت با آقای خامنه‌ای و نظام شده است :

1.سید ابراهیم رئیسی

2.محسن رضایی

3.محسن مهرعلیزاده

4.سعید جلیلی

5.علیرضا زاکانی

6.عبدالناصر همتی

7.امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی

در نمایش پیش‌رو ۷نفر از کانال تنگ نظارت استصوابی عبور کردند که از حیث سرسپردگی و اطاعت‌پذیری واجد شرایط لازم هستند.

ترکیب افراد تأیید صلاحیت شده نشان از پیروزی صد در صدی اصول‌گرایان در انتصابات پیش‌رو دارد.پنج کاندیدای هم‌سو که برخی پوشش دیگران هستند و هماهنگ و هم‌زمان داوطلب شدند و عبارتند از سید ابراهیم رئیسی، سعید جلیلی، زاکانی و قاضی‌زاده هاشمی و محسن رضایی.بقول ظریفی یک بادمجان است و 4 تا چوب علف تزیینی در کنارش.

دو کاندیدای خنثی از طیف غیراصول‌گرا یعنی محسن مهرعلیزاده و عبدالناصر همتی که هر دو چوب دوسر طلا شده اند در این نظام هر دوجناح درون نظام قبولشان ندارد .هم جناح اصلاح طلبان آنها را از خود نمی دانند و هم جناح به اصطلاح اصولگرا آشکارا به این اشاره کرده اند که تزیینی هستند. همتی که مدتها ادعای استقلال بانک مرکزی را داشت، عاقبت اقرار کرد به فشار روحانی بانک مرکزی با بالا بردن قیمت ارز ،کسری بودجه دولت را جبران میکرده است . امری که بارها قبل از آن تکذیب کرده بود.حال کاندیدا شده که باز از نو همان رسم دروغ گویی و اتخاذ سیاستهای خانمان برانداز را پیشه کند.

 

شورای نگهبانی که یکی از اعضای آن محمد مومن، منصوب خامنه‌ای در شورای نگهبان ،در کتاب الولایة الالهیة الاسلامیة او الحکومة الاسلامیة حاکم را مولا می داند و ملت را در جایگاهی نازلتر از «رعیت» و معتقد است ولی امر می تواند در اموال شخصی و همه حقوق مردم راتصرف کند.جای تعجب ندارد که به انتخابات اعتقاد ندارد و خود را مامور انتصابات مورد تایید "رهبر " می داند.

به هر حال نتیجه آنقدر مفتضح است که علی جنتی پسر احمد جنتی دبیر شورای نگهبان نظام، در کنایه به اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده اظهار داشت : "کوه زایید، موش زایید" !نتیجه از هم اکنون روشن است. و آن‌چه در این میان با مشارکت اقلیت،قربانی می‌شود، جمهوریت نظام خواهد بود."

انقلاب اسلامی در هجرت :زاییدن این موش اما 1170 میلیارد تومان برای ملت ایران هزینه داشت !

چرا که براساس بودجه ۱۴۰۰، دولت ۱۱۷۰میلیارد تومان برای برگزاری انتخابات در نظر گرفت که۱۶۰میلیارد تومان از آن سهم شورای نگهبان برای اعمال نظارت استصوابی است و مابقی سهم وزارت کشور؛ واضح است این مقدار بودجه تنها بخش آشکار هزینه برگزاری انتخابات بوده و هزینه های نهان ممکن است تا چند برابر این عدد را به بیت المال تحمیل نماید؛ در واقع با توجه به اسامی کاندیداهای احرازصلاحیت شده توسط شورای نگهبان، برگزاری انتخاباتی چنین غیررقابتی و هزینه نمودن این مبلغ هنگفت از ثروت عمومی -آنهم در شرایطی که مردم در بدترین شرایط اقتصادی به سرمیبرند ،وجه دیگری از فساد و نا کار آمدی نظام ولایت فقیه را بایستی برای مردم ایران روشن سازد.

شورای نگهبان علی لاریجانی، جهانگیری و احمدی نژاد و همچنین علی مطهری، آخوندی، شریعتمداری و پزشکیان رارد صلاحیت کرد.

در این امر که نظام ولایت فقیه محل گرد آوری افراد بی کفایت و بی صلاحیت است، همین بس که تنها دو نامزد تأیید نشده ( علی لاریجانی و جهانگیری) مجموعاً 20 سال رییس مجلس و معاون اول رییس جمهوری بوده‌اند! و احمدی نژاد که به تایید رهبری نظام ولایت فقیه از رفسنجانی به وی نزدیک تر بوده 8 سال در پست ریاست جمهوری مملکت را به باد فنا داد !

فراموش نکنیم که در نظام ولایت فقیه با غصب حاکمیت ملی توسط مقام ولایت فقیه ، همواره رای و حضور مردم تزئینی بیش نبوده و تنها بدرد نمایش صف جهت ادعای مشروعیت مردمی بوده است و لا غیر.مگر مردم نمایش انتصابات را در دهه سرکوب 60 از خاطر برده اند که ؛ در دوران رهبری خمینی نیز ، در انتصابات سال۱۳۶۰ریاست جمهوری خامنه‌ای تنها سه رقیب صوری داشت : زواره ای و پرورش و غفوری فرد . که آنها هم درتلویزیون ظاهر شدند و گفتند ایشون اصلح‌تره ! تعداد نامزدها۴۶نفر بود که۴۲نفر رد صلاحیت شدند و یا انتصابات ۱۳۶۸ تنها رقیب اکبر هاشمی رفسنجانی، عباس شیبانی بود.

افتضاح فهرست تایید صلاحیت شده امسال نیز آشکارا می گوید رقابتی حتی در محدوده بسیار تنگ تایید صلاحیت شده های شورای نگهبان که بجای مردم در حکم قیم خود را نشانده است، وجود ندارد بنحوی که داد نزدیکترین افراد درون نظام را نیزدر آورده است:

اظهار نظر افراد و نهاد های درون نظام در مورد فهرست تایید صلاحیت شده گان :

سید حسن خمینی اظهار داشت :اگر من به جای کاندیداهای تایید شده بودم انصراف می دادم .دولت برآمده از این انتخابات توان حل هیچ مشکلی را ندارد.

 

اکبر اعلمی : ایکاش بجایاجرای این سناریو و بزک‌های انتخاباتی که هزاران میلیارد تومان هزینه به همراه دارد وسرآغاز بسیاری از بده‌ و بستان‌ها و رانتخواری‌ها و انحرافات بعد از انتخابات می‌شود، رهبری با همان حکم حکومتی فرد مطیع و دلخواه خود را به عنوان رئیس‌جمهور منصوب می‌کرد تا پس از چند دهه، برای اولین بار هم که شده روسای جمهور خائن، بی‌بصیرت، فتنه‌گر، انحرافی و فاسد و انگلیسی، ۸سال برمردم حکومت نرانند و مسئولیت عملکرد کل سیستم به انتخاب بد مردم نسبت داده نشود! حتی آحجتی کرمانی از جبهه اصوالگرایان نیز حوصله این بازی را ندارد و گفته امیدوار است که آیت‌الله خامنه‌ای با "اشراف دقیقی" که بر اوضاع دارد و با استفاده از قدرت قانونی و فراقانونی خود ( که آن هم قانونی است)" حکم حکومتی برای ریاست جمهوری آقای رئیسی بدهد."

بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در اعتراض به رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری: نهادهایی در شورای نگهبان نفوذ کردند تا مردم را نسبت به انقلاب و نظام بدبین کنند. همه می‌دانند که انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری یک انتخابات فرمایشی، بی رونق و فاقد رقابت و بامشارکت حد اقلی یا به معنای واقعی انتصابی خواهد بود و مسئولیت آن با نهاد شورای نگهبان است که با تلاش برای تضعیف جمهوریت نظام، وجاهت قانونی خود را از دست داده است. در حالی که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در بیانیه‌ای ضمن حمایت از عملکرد شورای نگهبان در رد صلاحیت‌ها، «مشارکت حداکثری برای نظام جمهوری اسلامی» را وظیفه مردم خواند. همزمان محسن اراکی، عضو مجلس خبرگان، رییس جمهور را بازوی اجرایی ولی فقیه خواند و گفت: «معنای انتخابات این است که مردم اعلام می‌کنند که ما فرمانبر این نظام و فرمانروایی ولی فقیه هستیم. »

عباس عبدی :بعد از آنکه اشکار گردید شورای نگهبان با تایید صلاحیت محسن مهرعلیزاده، همانا یکی از گمنام‌ترین و ضعیف‌ترین کنشگران اردوگاه اصلاح‌طلبی به‌عنوان نامزد آن‌هم درحالی‌که پیش‌تر صلاحیت او را برای انتخابات مجلس رد کرده بود و تحمل حتی فرد ی همچون تاج زاده را که همواره در چارچوب نظام عمل کرده را ندارد ، عباس عبدی از جبهه اصلاح طلبان حکومتی با کنایه به مهرعلیزاده و همتی که انصراف ندادند گفت:"كسي كه برای به دست آوردن رای إصلاح طلبان و عموم مردم در رسانه اصولگرايان تبليغ مي كند مثل اين است كه در قطب جنوب مغازه یخ فروشي باز كند .همین‌قدر بی‌سیاست و نادان."

سید محمد خاتمی: "مهم‌تر و تأسف آورتر از محروم ماندن بخش‌های مهمی از جامعه و جریان‌های مختلف از داشتن نامزد مطلوب خود آن است که میزان بودن رأی مردم و مبنا بودن آن برای نظام سیاسی نفی می‌ شود. جمهوریت نظام مورد تهدید جدی قرار گرفته است."

بگذریم که همین آقای محمد خاتمی که همراه با وزارت کشور آخرین دوره اش مسئول برگزاری انتصابات دور اول احمدی نژاد بود فراموش کرده است که در واقع کل مردم در این نظام از داشتن نامزدهای مطلوب خود محرومند و انتصاب احمدی نژادو تحمیل وی توسط خامنه ای و سپاه را به مردم دموکرات ترین انتخابات توصیف کرد !

احمد زید آبادی :" این فهرست حتی بسیاری از نیروهای اصولگرا از جمله جوانان هواداران آنها را نیز مسئله‌دار خواهد کرد .چون هر چه نباشد، آنها هم علاقمندند تا خود را حامی صورتی هر چند حداقلی از رقابت انتخاباتی و هیجانِ ناشی از آن نشان دهند.فهرست نامزدهای نهایی در حقیقت شهروندانِ مرزی و مردد و مذبذب را به سمت تحریم خاموش وتحریمی‌های خاموش را به سمت تحریم آشکار سوق می‌دهد و نهایتاً بازی را به سود تحریمی‌های فعال رقم می‌زند. واین نوع پیروزی هم نه فقط افتخاری ندارد بلکه سبب استهزاء عمومی می‌شود."

و بالاخره بوی گنداب این انتصابات به آن ور مرزهای ایران نیز کشیده شد و شاه حسین مرتضوی مشاور رئيس جمهور افغانستان گفت:" برخلاف جمهوری اسلامی ایران، کابل صلاحیت‌ رقبای سیاسی را رد نمی‌کند وسخت‌ترین منتقد سیاسی در افغانستان هم می‌تواند به رقابت‌های انتخاباتی وارد شود و کسی مانع او نمی‌شود. قدر دموکراسی خود را بدانیم !"

 

نمونه تمسخرنحوه تصمیم شورای نگهبان و انتصابات رژیم توسط مردم:

الان دوتا انتخاب دارید:یا به رئیسی رای بدهید بشود رئیس جمهوری !

یا به رئیسی رای ندهید تا بشود رئیس جمهوری !

دیگر انتخاب با خود شماست . فردا نگویید حق تعیین سرنوشت نداشتید!

بیچاره مردم آمریکا ،یکماه ازانتخاباتشون گذشته بود رئیس جمهورشان معلوم نبود ،ما یک مانده به انتخاباتمون ،رئیس جمهورمون مشخص شده!

مهر علیزاده سال98 برای انتخابات مجلس به دلیل عدم التزام به اسلام، رد صلاحیت شد و سال ۱۴۰۰ برای ریاست جمهوری تایید شد!!!

تنها احتمالش این است که در ۲ سال گذشته خ... کرده باشه!!

روحانی من که دارم میرم برقها را هم خاموش کردم ! کلیدرا هم گذاشتم بالای در

یکی رفت رستوران. مِنوی غذا رو براش آوردند.نگاه کرد گفت: کوبیده.گفتند: نداریم.گفت: جوجه کباب.گفتند: نداریم.گفت: قیمه.گفتند: نداریم.گفت: قورمه سبزی.گفتن: نداریم.گفت: قلیه ماهی.گفتند: نداریم.گفت: چی دارین؟گفتند: همه چی تموم شده جز نیمرو. گفت: پس چرا مِنو آوردین؟ از همون اول می گفتین نیمرو...

گفتن: این وظیفه ی ماست که مشتری مدار باشیم و حق انتخاب رو بهش بدیم.

این قصه این روز های مملکت است. ازاولش مشخص بود چی میشه و حالا هم ، نيمرو رئيسي است.

و...

اظهار نظر رد صلاحیت شده ها :

تاجزاده:" سوگمندانه باید گفت در دوره انتقال کار ازمهندسی انتخابات گذشته و به انتصابات رسیده است."

احمدی نژاد.عبدالرضا داوری یار شفیق سابق احمدی نژاد بعد از رد صلاحیت احمدی نژاد در توئیتی نوشت :برای جمع کردن بساط "فرقه انحراف "یک تشر "سردار نجات " کافی بود !

صادق آملی لاریجانی در دفاع از برادرش علی لاریجانی

جالب توجه اظهار نظر صادق املی لاریجانی برادر علی لاریجانی است که خود عضو شورای نگهبان است و سالیان متمادی یکی از پایه‌های ثابت این نهاد بوده و خود در ردصلاحیت‌های گسترده سابقه و ید طولایی دارد، نسبت به رد صلاحیت برادرش علی لاریجانی که 8 سال ریاست مجلس نظام را بر عهده داشته است بر آشفته و نوشته است : سبب نابسامانی‌ها در رد يا تاييد صلاحيت ها دخالت‌های فزاینده دستگاه‌های امنیتی است."وی از ياد برده است كه دستگاه قضايي تحت زعامت او بر پايه همين گزارش ها علیه بسياری فعالین مدنی و سیاسی حکمهای طولانی مدت ظالمانه صادر كرد! آیا این عمله قدرت که حسابهای بانکی حاوی چند میلیاردش حاکی از فساد دستگاه ظالم و بیداد قضایی بود که برآن تکیه زده بود ، درک کرده است که قدرت وفا نمی شناسد و این عمله استبداد نیستند که حکم قدرت می رانند بلکه این قدرت است که افسار عمله استبداد را در دست دارد؟

مستبدین اغلب کوته نگرند و از تاریخ درس نمی گیرند.قاضی القضات و میر غضب سابق نظام ولایت فقیه ، صادق آملی لاریجانی که اکنون مصداق "گذر پوست به دباغ خانه افتاد "شده است و نیزمیر غضب فعلی ،رئیسی( چون رئیسی خوش اشتها است هم کاندیدای مقام ریاست جمهوری است و هم هنوز بر مسند قضا تکیه زده و انصراف نداده است) بدانند شاه عباس نیز به میرغضبش دستور داد دو پسرخود را سر ببرد، وی با سختی ولی از ترس از دست دادن منصب ،پسران خود را کشت تا وفاداری خود را به قدرت نشان دهد نه بالعکس!

قدرت برای اثبات وفاداری عملگانش قربانی می طلبد. شاه عباس خود با کنار گذاشتن پدرش محمدشاه خدابنده و زندانی کردن او و برادرش به حکومت رسید.و این جمله شاه عباس معروف است :«اگر یکصد پسر می‌داشتم ،حاضر بودم همه را بکشم تامگر بدون حریف فقط یک روز سلطنت کنم».

محسن رضایی رکورد دار نامزدی پست ریاست جمهوری نیز از سرنوشت رفسنجانی یار غار خامنه ای درس عبرت بگیرد . فرهاد بیگ، از فرماندهان نظامی و ازغلامان خاص شاه عباس بود اما به دستور شاه به قتل رسید.صادق آملی لاریجانی در زمانی که قاضی القضات منصوب خامنه‌ای ، بود و خود را در حاشیه امن قدرت می دید در سال 95در مقام پاسخ به این پرسش که با اعتصاب غذای مهدی خزعلي چه باید کرد؟(روز سه شنبه ۱۹ بهمن‌ماه 1395 دو روز پس از اعتصاب غذای مهدی خزعلی) گفته‌بود :" حالا که اعتصاب غذا مد شده و هر کسی در زمان بازداشت اعتصاب غذا می‌کند و قوه قضاییه را تحت فشار قرار می‌دهد، بد نیست که قربانی هم داشته باشد و بهتر است اولین قربانی این آقازاده تندروباش!." این قسی بیگانه از عدالت و دشمن قضاوت بر میزان عدل و رعایت اصول راهنمای قضاوت، نمونه و الگوی«قاضیان» درنظام ولایت مطلقه فقیه است و بود . بدیهی است چنین کسی نمی‌پرسد خزعلی به کدام جرم دستگیرشده‌است؟ توقیف کنندگان را تنبیه نمی‌کند. بی‌تقصیری را محکوم به مرگ می‌کند که جرأت کرده و از اوخواسته‌است حساب پولهائی که در حسابهای شخصی او سپرده‌اند و نحوه مصرف شدن منافع آن پولهارا به مردم پس بدهد.

رئیسی منتخب از قبل تعیین شده خامنه ای کیست؟

مقام رياست قوه قضاييه در ايران از همان ابتدا در اختيار افرادی قرار گرفت كه بر سركوب مردم از خود«رهبر» حریص‌تر بودند. در سرکوب‌گری از هیچ جنایتی روی‌گردان نبوده‌اند. از این‌رو است که «رهبر» رياست دو قوه قضاييه و مقننه را ملك طلق خود دانسته و هرگز نگذاشته‌است آدمهای مستقل و حقوقشناس و عامل به حقوق این دو ریاست را تصدی کنند. ریاست قوه مجریه، آن‌هم، تنها نخستین تصدی کننده آن، استثناء است. نخستین انتخابات ریاست جمهوری آزاد بود و بنی‌صدر با بدست آوردن 76 درصد آراء به ریاست جمهوری انتخاب شد. اما خمینی و دستیارانش او را تحمل نکردند. در کار بازسازی استبداد، با ریگان و بوش، رئیس جمهوری امریکا و معاون او (اکتبر سورپرایز)، برضد رييس جمهوری منتخب مردم رئیس جمهوری‌های بعدی را دست نشانده کردند. بنی‌صدر هدفهای آن کودتا را بر شمرد که یکی از آنها ادامه دادن به جنگ بود. بعدها، زمانی که سازشهای پنهانی با دولتهای امریکا و انگلستان واسرائیل و فرانسه و پرتقال و... (ایران گیت ها) از پرده بیرون افتادند، وزیر دفاع وقت انگلستان، آلن کلارک،در دادگاه گفت: جنگ در سود انگلستان و غرب بود اسباب ایجاد و ادامه آن‌را فراهم کردیم.

معنادار و قابل تأمل آن‌که یکی از عاملان اصلی کشتار چند هزار زندانی سیاسی درتابستان۱۳۶۷، که آیت‌الله منتظری آن‌را جنایت تاریخی توصیف کرده بود، حال خود رانامزد یکه‌تاز انتصابات نظام می داند: ابراهیم رئیسی؛ نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری، و کسی که خود را در کنار مجتبی خامنه‌ای، از گزینه‌های اصلی فردای فقدان رهبر دوم نظام ولایت فقیه می داند.

عدم استعفای رئیسی از ریاست قوه قضائیه این گمانه را تقویت کرده که او در حال استفاده از دستگاه قضایی برای برخورد با مخالفان انتخاباتی خود است و منتقدان، او را متهم می کنند که از دستگاه قضایی به عنوان بخشی از ستاد انتخاباتی در جهت جلوگیری از انتشار هرگونه نقدی علیه خود بهره می گیرد.

ابراهیم رئیسی در فرودین‌ ۹۸ با حکم علی خامنه‌ای، به عنوان رئیس قوه قضائیه منصوب شد وحامیان او تلاش کردند چهره جدیدی از او در زمینه «مبارزه با فساد» ارائه کنند. جالب توجه اینکه قوه قضاییه در هر کشوری در واقع بایستی جلو فساد قوه مجریه که امکان فساد و رانتخواری در آن فراوان است را بگیرد و با آن مبارزه کند. حال رئیسی که تنها ادعای مبارزه با فساد را یدک می کشید هوس کرده جا عوض کند و ریاست قوه مجریه را بدست گیرد. اما وقتی مملکت از چهار سو در محاصره سلول‌های انفرادی است، صحبت از عدالت و مبارزه با فساد ظاهر سازی بیش نیست.

عضویت رئیسی در یک هیات چهار نفره‌ موسوم به «هیات مرگ» باعث شد که در سال ۱۳۶۷ به کشتار گسترده زندانیان سیاسی حکم دهد. رئیسی اگر حقیقتا در پی «تحول قضایی» و«عدالت» بود، باید از صدر تا ذیل قوه قضائیه، بنیان های ناعادلانه را از بین میبرد که در راس آنهاشکنجه‌گاه های سلول انفرادی هستند، شکنجه‌گاه هایی که علاوه بر شهرستان ها، در مرکز کشور و بیخ گوش مقامات عالی قضایی، از چهار سو شهر تهران را احاطه کرده اند، از قبیل:«بند دوالف سپاه»،«۲٠۹وزارت اطلاعات» و «۲۴۰ حفاظت قوه قضایبه» در اوین(شمال تهران)،«بند یک‌الف سپاه» در شرق تهران،سلول های انفرادی زیرزمین «پلیس امنیت گیشا» در مرکز شهر، سلول های انفرادی پایگاه مقداد سپاه درغرب تهران و دیگر اماکنی که سلول انفرادی در آن ساخته شده که قطعا با دستور رئیسی به سادگی شناسایی شده است.

اما رئیسی قاضی القضات ، هنگام ثبت‌نام در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، با اعلام اینکه «دولت عدالت محور» تشکیل می‌دهم، گفته بود:«عدالت با سخنرانی، سرودن شعر و نوشتن محقق نمی‌شود، عدالت یک برنامه عملی و میدانی است.»

در وضعیت سنجی شماره آینده مفصل تر به سابقه رئیسی و این ادعای جدید وی و بررسی وضعیتی که دو ریئس جمهور ناتوان و تدارکاتچی قبلی برجای گذاشته اند می پردازیم .

انقلاب اسلامی در هجرت :اکنون حتی اگر به وضعیت چند سال اخیر نظر افکنیم گسترش فقر، تداوم برخوردهای امنیتی با فعالان سیاسی، مدنی و روزنامه‌نگاران، سرکوب گسترده وخونین اعتراضات مردمی، سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی به دست سپاه پاسداران و پنهان‌کاری در این‌زمینه در کنار سوءمدیریت همه‌گیری کرونا ،هزینه های بیشمار بحران هسته ای ، وضعیت بیایان شدن طبیعت ایران و ...به نارضایتی‌های عمومی در سال‌های اخیر دامن زده است و مردم خفقان و خشونت روزمره در هر چهار بعد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را با گوشت واستخوان خود لمس کرده اند. انتخاب با شما مردم ایران است. اصل بر سر انتخاب حق شماست. حق انسانی و شهروند و ملی و طبیعی شمای ایرانی . ابراز حق شماست که بگویید ایران وطن من و متعلق به من است و رای من ارزش مند تر از این است که به پای تایید عمله استبداد گذاشته شود.

خوشبختانه اخبار و شواهد گویای تحریم گسترده نمایش انتصابات نظام از طرف شما مردم ایران است .تحریم فعال انتصاباتی که در آن طبق اظهار نظر عضو مجلس خبرگان «معنای انتخابات این است که مردم اعلام می‌کنند که ما فرمانبر این نظام و فرمانروایی ولی فقیه هستیم. ». انتصاب یک فرد که حتی تدارکاتچی هم نیست. دولت باید حد اقل 8 وزیر را باید با اذن رهبر برگزیند. تمام سیاستهای کلی نظام و مذاکرات و... بر عهده رهبر است و حکم حکومتی نیز بالای سر دولت همچون شمشیر داموکلس قرار دارد . این یعنی فلج کامل .

 

توضیح آکه یک وقت هست مسئله شخص است. و شخص می تواند در یک نظامی عمل بکند. اما مسئله شخص که نیست. مسئله این است که یکرئیس جمهوری در یک رژیمی که هیچ چیزش در اختیار او نیست، باید عمل بکند. در دوره های قبلی برخی میگفتند که ما اگر رای ندهیم این تحریم شکست خورده است برای اینکه مردم تحریم را عمل نمیکنند. یا اگر رای ندهیم رئیسی می شود رئیس جمهوری و باز هشت سال دیگر دوره آقای احمدی نژاد بلکه بدترش تکرار می شود. استدلال ما این بود که در دایره بد و بدتر امکان انتخاب وجود ندارد. چون شما در دایره بسته نظام حاکم استقلال انتخاب وتصمیم آزادی نوع انتخاب و تصمیم را ندارید.امکان انتخاب خوب و خوبتر را ندارید.و اغلب اگر در محدوده و مدار بسته نظام عمل کتید گرفتار برترین هم می شوید. حال آن بخشی از مردم که در دور قبلی به روحانی رای دادند ببینند و از تجربه درس بگیرند که روحانی نتوانست به هیچ وعده ای عمل کند و بدترین عملکرد را داشت جدای از آن رئیسی که از وی هراس داشتید در راس قوقه قضائیه قرار گرفت و حال قصد دارد در راس قوه مجریه قرار گیرد . پس شما هم دچار بد و هم بدتر وهم بدترین شده اید .

اما تحریم فقط رای ندادن نیست بلکه یعنی شعور بروجدان است.، شعور بر اینکه من صاحب حق حاکمیتم، صاحب حقوق صاحب حقوق انسانم، صاحب حقوق شهروندی هستم و صاحب حقوق ملی هستم، طبیعت من حقوق دارد و من به عنوان جامعه ایرانی دراین جهان صاحب حقوق هستم.

 

زنهار تحریم تازه اولین قدم است. قدمی صحیح در راهی دشوار ولی معلوم نه مجهول .

چرا که ما ایرانیان اگر عزم کرده ایم خود سرنوشت خود را رقم بزنیم و‌حق حاکمیت خود را از یک نظام غاصب باز پس بگیریم، بایستی به معنای واقعی کلمه تمرین حقوندی و حقوقمداری کنیم.تغییر بزرگ و‌اصلی بایستی در ذهن من ‌و شما رخ دهد. پایبندی‌به حق و حقوق و عمل بدانها و دوری گزیدن از هر آنچه چه ناراستی است در رفتار روزمره امکان و اتخاذ روشهای خشونت زدا بایستی از همین امروز در منش و‌گفتار و کردار و پندار ما خود را نمایان سازد.

مبرهن است که طرحی نو در انداختن مستلزم شکافتن سقف است! شاید به نظر برخی کاری حاد و سخت جلوه کند ، اما همواره ملتی که در انداختن طرحی نو پیشتاز است سختی ها را هم متقبل می شود .در انداختن طرحی نو‌ممکن است ،اگر بر فرهنگ غنی خود تکیه کنیم . اگر عناصر مثبت فرهنگی خود راالگو قرار دهیم و به فرزندان ایران بیاموزیم و نسل به نسل لزوم رفتار حقوقمند را و دوری گزیدن از هر آنچه انسانیت ما را به تباهی می کشد، و از اصالت انداختن قدرت در ذهن و رفتار خود ، آنگاه بطور فعال «دیو شر و استبداد »را تحریم کرده ایم و شاهد بهتر و بهتر شدن اوضاع کشور به همت خود می شویم.

من و شمای هموطن بایستی با تجربه گرانبهایی که بعضا به قیمت جان فرزندانمان تمام شده ، ازهر آنچه را مسوولان این نظام در گفتار و کردار و پندار انجام داده اند که مایه به خطر افتادن حیات ملی ما مردم ایران شده و زندگی ما را بدل به غمخانه کرده است ، لقمان حکیم وار درس عبرت بگیریم.

رژیم دروغ می گوید و خیانت می ورزد و خشونت بخرج میدهد و فساد و اختلاس می کند و انواع خشونتهای سیاسی و‌اجتماعی و اقتصادی رابکار می برد ، همین ها مایه انزجار شما ملت از این نظام شده است . اگر شما ملت ایران عزم بیرون آمدن از دایره تنگ بد و بدتر ساخت این نظام را کرده اید و خود را شایسته بهتر و بهترین میدانید ،راه حل اتخاذ روشهای خشونت زدایی و مسئول دانستن خود در قبال سرنوشت دیروز و بالتبع امروز و فردای خود است. ملتی موفق به پیروزی بر نظامی مستبد و مسلح و سرکوبگر می شودکه بداند هیچ اسلحه ای در مقابل اراده یک ملت و وجدان ملی یک ملتی با فرهنگی کهن دوام نخواهد آورد.

 


در این رابطه