Uncategorised

خاطره‌ای از دکتر بهزاد نیا در باره جاسوس انگلیسی در ایران که اینک با عوامل رﮊیم همکاری می‌کند!؟

behzadnia aliخاطره‌ای با آقای گراهام، سفیر انگلیس،

   آندره ویتلی خبر گزار ب ب سی ، در روز های اول انقلاب، خود را بعنوان کارمند فیننشال تایمز جا زده بود. من معاونت تبلیغات وزارت اطلاعات(ارشاد) را بعهده داشتم، اداره خبرنگاران خارجی زیر نظر من بود. آقای ویتلی جاسوس کهنه کار انگلیس، دربخشی از هتل اینترکانتیننتال تهران تشکیلات مفصلی دایرکرده بود. خودم رفتم ازمحل بازدید کردم. تشکیلات او ضبط شد و از او خواستم ظرف ۴۸ ساعت ایران را ترک کند،

   صبح روز بعد آقای دکترمیناچی( وزیر ) مرا به دفترش خواند. آقای گراهام آمده بود وساطت کند که آقای ویتلی در ایران بماند. به او گفتم: آقای ویتلی ظاهرا" برای نشریه اقتصادی که چندان محلی هم در ایران ندارد، کار می‌کند. تعجب می‌کنم شما بعنوان سفیر و مأمور سیاسی، برای وساطت ایشان آمده اید. گفت: نه من بعنوان دوست ایشان اینجا آمده‌ام. در را بازکردم و از ایشان خواستم اطاق را ترک کند،

   صبح روز بعد، اول وقت، آقای مهندس بازرگان (نخست وزیر) از من خواست به دفتر ایشان بروم. وقتی واردشدم آقای گراهام، با همان تقاضا برای ویتلی، نزد آقای مهندس بازرگان آمده بود. یادداشت کوتاهی به آقای مهندس بازرگان دادم و دوباره در را بازکردم و از آقای گراهام خواستم اطاق راترک کند.

graham johan

     همان روز آقای ویتلی را با پیکان خودم و دونفر از کارمندان وزارت به فرودگاه برد و و او از ایران اخراج شد. آقای گراهام که در شروع انقلاب بعنوان سفیر انگلیس آمده بود، چند روز بعد بی‌سروصدا ایران را برای همیشه ترک کرد.

   آخرین خبری که دوسال پیش از آقای ویتلی پیدا کردم حاکی بود که او، در دفتری در نیویورک، با گروهی از عوامل جمهوری اسلامی همکاری می‌کند.